أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

167

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

فرستاد و گفت : اگر دو گروه از مؤمنان با يكديگر قتال كنند ميان ايشان اصلاح كنيد و صلح دهيد ايشان را با يكديگر ؛ آتش فتنه را به آب اصلاح تسكينى دهيد و نايرهء غوغا را فرو نشانيد ، پس اگر يكى ازين دو قوم بر ديگرى بغى و ستم كند دست وى از بغى و ظلم كوتاه گردانيد ، و اگر با وى قتال بايد كرد قتال كنيد تا آنگه كه با فرمان خداى تعالى آيد و دست از ظلم و تعدّى كوتاه گرداند ، پس اگر باز - گشتند « 1 » ميان ايشان صلح دهيد و كار ايشان باصلاح آريد بعدل و انصاف ؛ و در همه كارها عدل كنيد و از جور و ميل و مداهنه دور شويد كه خداى تعالى عادلان را دوست ميدارد . آنگه گفت : [ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ] نبايد كه مؤمنان با يكديگر خصومت كنند چه « 2 » مؤمنان برادران يكديگرند ميان برادران خصومت چگونه باشد ؟ ! پس اگر خصومتى افتد ميان دو برادر ؛ شما آن را اصلاح كنيد و از خداى بترسيد تا باشد كه خداى تعالى بر شما رحمت كند يعنى يكديگر را مرنجانيد و بر يكديگر رحمت كنيد تا خداى تعالى بر شما رحمت كند ابو عثمان حيرى « 3 » گفت كه : برادرى دين قوىتر است از برادرى

--> ( 1 ) - در نسخه قديم : « بازگشتن » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « كه » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « جيرى » و در بعضى ديگر : « خيبرى » و در بعضى ديگر : « حميرى » و در بعضى ديگر غير اينها و صحيح همانست كه در متن به نظر ميرسد . محدّث قمى ( ره ) در الكنى و الالقاب گفته ( ج 1 ؛ ص 118 ) : « أبو عثمان الحيرىّ سعيد بن اسماعيل النيسابورىّ العالم العارف ؛ كان من مشاهير عرفاء أهل عصره له قصص و حكايات و كلمات توفّى سنة 298 و الحيرىّ نسبة الى حيرة حارة نيسابور » و طالب ترجمهء او رجوع كند بانساب سمعانى ( ص 183 ) ، و حلية الاولياء ( ج 10 ، ص 244 - 246 ) و صفة الصفوة ( ج 4 ؛ ص 85 - 88 ) و طبقات شعرانى ( ج 2 ؛ ص 101 ) ، و رسالهء قشيريه ( ص 25 ) و مرآة الجنان ( ج 2 ؛ ص 236 ) و منتظم ابن جوزى ( ج 6 ؛ ص 106 ) و وفيات الاعيان ( ج 1 ؛ ص 255 ) و تاريخ بغداد ( ج 9 ؛ 99 - 102 ) و البداية و النهاية ( ج 11 ؛ ص 115 ) و شذرات الذهب ( ج 2 ص 320 ) و طبقات سلمى ( ص 170 ) الى غير ذلك من الكتب الكثيرة .